|
رفتی 
رفتى و من تنها شدم با غصه هاى زندگى ، قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگى نميدونى چقدر دلم تنگ بود
براى ديدنت براى مهربونيات ، نوازشت،بوسيدنت
به خاطرت مونده يكى هميشه چشم به راهته ،اين دل تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
يادت مياد داد كشيدم؟ تورو خدا نامه بده خنديدى و گفتى حالا بذار برم، تو رفتى و من تا حالا منتظرم
حالا ديدى دارى منو فراموش مى كنى فانوس آرزوهامو دارى زود خاموش مى كنى
گفتم واست نامه بدم نگى عجب چه بى وفاست
يا اينكه من خوب ميدونم جواب نامه با خداست
عكساى نازنين تو با چند تا گل كنارمه ،يه خيال كهنه چند روزه در انتظارمه
وقتى تو نيستى چه كنم با اين دل بهونه گير مگه نگفتم چشماتو از چشم من هيچ وقت نگير
|